قدرتی که از قافله عقب مانده!

 

در معادلات جهانی، قدرت است که حرف اصلی را می زند و همواره گفتمان غالب، گفتمان قدرت بوده است. شکل گیری و تثبیت قدرت به مجموعه ای از عوامل وابسته است. بخش وسیعی از این عوامل به مسائل طبیعی و اقلیمی باز می گردد و بخش دیگر که از بخش نخست هم تاثیر می گیرد به عوامل انسانی. عوامل انسانی را می توان به قدرت جسمانی و قدرت فکری تقسیم کرد. اگر چه این دو قدرت در زندگی بشر در کنار هم قرار داشته اند اما قدرت در دوران گذشته عمدتن به قدرت جسمانی مرتبط بوده و  به مرور این قدرت کم رنگ تر شده و قدرت فکری نقش اصلی را به دست آورده، به طوری که در عصر حاضر، ابزار که محصول قدرت اندیشه است در بسیاری از موارد نقش قدرت جسمانی را نیز عهده دار شده است.

هر چند قدرت های جسمانی گذشته و قدرت های فکری عصر جدید برتری آشکاری نسبت به دیگران داشته اند اما هیچ گاه نبوده که یک قدرت بتواند به عنوان قدرتی مطلق تمام نیروها را تحت کنترل خود در آورد. برتری قدرت ها همواره برتری نسبی و مقطعی بوده و همیشه رخنه هایی در این قدرت ها وجود داشته که به مرور گسترش پیدا کرده و سد آن ها را نابود کرده است.

من فکر می کنم قدرت در عصر جدید از تمام ظرفیت های اندیشه که پشتوانه اش برای رسیدن به این مرحله بوده به درستی استفاده نکرده است. قدرت برتر از تفکر همه جانبه و انتقادی عصر حاضر و گستردگی مرزهای دانش در تمام زمینه ها سود نبرده و خطاهای فاحشی را مرتکب می شود. در واقع اگر چه عصر حاضر عصر تفکر انتقادی بوده و انتظار این بوده و هست که اصلاح، روندی دائمی داشته باشد اما این دستاورد بشری نادیده گرفته شده و در مواردی قدرت حاصل از تفکر بر ضد خود عمل می کند. به نظر من این عقب ماندن قدرت از تفکر می تواند زمینه ساز نوعی عقب گرد باشد و نه تنها سبب ساز افول قدرت برتر که سبب از بین رفتن اندیشه های پیشرو بشری نیز گردد.

رخنه ای که می تواند تفکر انتقادی را نابود کند قدرت برآمده از آن است که سعی در سرکوب همین پشتوانه ی خویش دارد. قدرت برتر اگر بخواهد دشمن را تنها بیرون از خود تعریف کند و با این فرض از پشتوانه ی وسیع فکری اش به شکلی ناقص در جهت سرکوب دشمن بیرونی استفاده کند، نه به دشمن بیرونی که به نظر من به شدت به خود آسیب وارد خواهد کرد.  

ما و حقیقت

 

ـ یک چیز بگویم؟

ـ بگو.

ـ سوفسطاییان راست می گویند که هیچ حقیقتی وجود ندارد.

ـ ولی به همان اندازه که احتمال صدق این گزاره می رود، احتمال کذبش هم وجود دارد.

ـ اما تجربه نشان داده که نمی شود به حقیقت دست پیدا کرد.

ـ البته تجربه این را هم نشان داده که تجربه قابل اعتماد نیست!

ـ حداقل این را باید بپذیری که در حال حاضر حقیقتی کامل در اختیار نداریم. من گاهی فکر می کنم چرا باید برای چیزهایی که معلوم هم نیست درست باشند، تلاش کنیم؟ چه دلیلی دارد برای چیزی که چند سال بعد مشخص می شود، اشتباه محض بوده وقت بگذاریم. من کم کم دارم به این نتیجه می رسم که هر کس پیروز شد، هر کس قدرت داشت، عملن حق با اوست و او حقیقت است.

ـ ولی من این را از زاویه ای دیگر نگاه می کنم. به نظر من بشر به طور طبیعی دنبال زندگی بهتر است. او به مرور کیفیت هایی که برای زندگی بهتر به دنبالش بوده را ارتقا داده. واقعیت این است که او چاره ای جز آزمون و خطای دائمی ندارد و باید گفت هر چند بشر قدرت اثبات ندارد ولی در عوض قدرت نفی دارد. در واقع کار ما در طول تاریخ همین بوده: دائمن فکر کرده ایم، نظریه ای یا قانونی را بنا کرده ایم که زندگی بهتری برایمان بسازد و آن فکر، معیاری برایمان بوده تا زمانی که همه یا بخشی از آن نظر یا قانون ناکارآمدیش معلوم شود، یعنی نفی شود. بعد باز هم فکر کرده ایم و جایگزینی که معایب قبلی را نداشته باشد، پیدا کرده ایم و این روند ادامه پیدا کرده است. البته این روند بنا به دلایل گوناگون در مکان ها و زمان های مختلف، یکسان و به یک شکل ادامه پیدا نکرده ولی در مجموع این روند در همه جا اتفاق افتاده. من تنها می توانم به یک چیز باور یا ایمان داشته باشم و آن هم همین روند دائمی تفکر است. همین روندی که مدام در پی بازسازی و اصلاح است. به نظر من که اگر این ایمان را از دست بدهیم، چیزی برایمان نمی ماند.

ـ پس باید گفت ما خودمان همیشه خوبی ها و بدی ها، درستی ها و نادرستی ها، قهرمان ها و ضد قهرمان هایمان را ساخته ایم.

ـ فکر می کنم همین طور باشد. البته شاید تا امروز به بخش هایی از حقیقت دست پیدا کرده باشیم. چیزی که ظاهرن بتوان آن را درست دانست. به عبارتی اگر حقیقت مطلق را یک دایره ی بسیار بزرگ در نظر بگیریم شاید دانسته های ما دایره ای کوچک درون این دایره ی بزرگ باشد که مدام در حال رشد است و دائمن می خواهد محیطش را به محیط آن دایره ی بزرگ نزدیک کند. شاید هیچ وقت این انطباق صورت نگیرد ولی می توانم بگویم حرکت در این مسیر تنها راه ماست.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.